|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:0 توسط مدير فرشته داد خواه
|
|
||
|
|
|
|
|
ياددهي كه در زبان ساده تر و يا بهتر به آن آموزش هم مي گويند بحث گسترده اي است . آيا روشي كه براي ياددادن انتخاب مي كنيم درست است ، اصلاًچه روشي را بايد انتخاب كرد . ياد دادن علم آنقدر پيشرفت كرده كه ما با تحليل و بررسي به همه نكات منفي و مثبت قضاياي آموزش سالهاي قبل پي مي بريم. وقتي كه مهر و محبت باشد ، درصد هوشي افراد بالا مي رود ، انگيزه بيشتر شده و با ذوق و شوق به طرف علم مي روند و يا به طرف هر چيزي كه با محبت باشد. "محبت و صبر" از ملزومات كار معلمان است و معلم بايد خوب بياموزد و خوب آموزش دهد. خداوند، انسان را به تامل در خلقت جهان و تفكر دعوت كرده و شايسته است بشر ياد بگيرد كه خوب ببيند، خوب بينديشد و همواره ذهني خلاق و سيال داشته باشد تا زمينههاي بالقوه را به خلاقيت و نوآوري تبديل كند. انديشيدن و تفكر، بارزترين ويژگي انسانها و خود نوعي يادگيري است و به همين دليل معلمان هدفمند براي بهبود يادگيري دانشآموزان در محتوا و روشهاي خويش تغيير ايجاد ميكنند. آنان با اين كار بهخلاقيت و نوآوري، خودباوري، تفكر، روحيه پرسشگري و انعطافپذيري به همراه يادگيري دانشآموز عمق بخشيده و سعي ميكنند كه براي او لحظاتي بيادماندني در كلاس فراهم كنند. يكي از دلايل عمده بسياري از اختلالات رفتاري و شخصيتّي در كودكان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندي (عزت نفس) است، بنابر اين امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اين اختلالات، پرورش و تقويّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان، نقش بسزايي ايفا مي كند. از اين رو با توجه به اهميّت عزت نفس در رشد شخصيت و سلامت رواني كودكان و نوجوانان، در جهت تقويت و افزايش آن، موارد زير به والدين و دست اندركاران تعليم و تربيّت توصيه مي شود: 1-روحيه ديني و ايمان مذهبي را در كودكان و نوجوانان تقويت كنيد. 2- سعي كنيد در برخورد با كودكان و نوجوانان، توانمندي هاي آنها را مورد نظر قرار دهيد، نه ناتواني ها را. 3- زمينه كسب تجربه هاي خوشايند از فعاليت هاي مستقل و آزاد را براي آنها فراهم كنيد. 4-تجربه هاي موفقيت آميز آنان را افزايش دهيد. 5-قدرت تحمّل كودكان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناكامي هاي احتمالي افزايش دهيد. 6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عين حال مطلوب كودكان و نوجوانان را تقويت كنيد. 7- كودكان و نوجوانان را در كنترل احساسات و عواطف خود ياري دهيد. 8-مهارتهاي اجتماعي كودكان و نوجوانان كمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزايش دهيد. ۹- آنان را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد. 10-از انجام هر گونه رفتار تنبيهي و تحقيرآميز درباره ي دانش آموزان خودداري كنيد. 11- از مقايسه كردن دانش آموزان بپرهيزيد و تفاوتهاي فردي را مورد نظر قرار دهيد. 12-در برخورد با كودكان و نوجوانان، ملايم و منطقي باشيد. 13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خويش بدهيد و به نظريات آنها احترام بگذاريد. 14- نظريات خويش را به دانش آموزان تحميل نكنيد و آنها را به صورت ساده و عيني، قابل لمس و درك براي آنان توضيح دهيد. 15- به دانش آموزان درحد توانايي هايش مسئوليت بدهيد. 16- در انجام كارهاي روزانه، آنها را هدايت، ارشاد و تشويق كنيد. 17- به آنها در حد لزوم اجازه فعاليّت و بازي دهيد. 18-در برخورد با آنان حالت پذيرندگي، و نه طردكنندگي داشته باشيد. 19- از وابسته كردن بيش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهيزيد. 2۰- آنها را هيچ گاه با موضوعات خرافي نترسانيد. 2۱- بين دانش آموزان تبعيض قائل نشويد و با آنان يكسان رفتار كنيد. 22-هر چه كه آنها مي خواهند به راحتي و سريع در اختيار شان نگذاريد، به او فرصت دهيد تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درك كند. 23-نسبت به احساسات و عواطف كودكان يا نوجوانان خود، بي تفاوت نباشيد، آنها را به گرمي بپذيريد و تا حد امكان آنها را ياري كنيد. 24-با آنها همانند دوستان صميمي رفتار كنيد. 25-توجه داشته باشيد كه مشاجرات لفظي در خانه (ميان پدر و مادر) در روحيه يا رفتار كودك يا نوجوان منعكس مي شود. 26-به سرگرمي ها و تفريحات مناسب در زندگي كودكان اهميت دهيد و نسبت به آنها بي تفاوت نباشيد. 27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحي ابراز نشود. خالص ترين و سالم ترين محبت در تلاشي كه به طور روزمره براي اعطاي اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل مي آوريد، جلوه گر مي شود. 28-در محبّت كردن به كودكان، راه افراط ياتفريط را در پيش نگيريد، محبت متوسط توأم با صميميّت، اثر فراوانتري دارد. 29- به فرزندتان احساسي بدهيد كه بداند دوست داشتني و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نكنيد. 30-توقعات كودكان را در حدّ معقول و درست برآورده سازيد. 31-هيچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنيد و از مسخره كردن آنها به طور جدي بپرهيزيد. 32- در پرورش استعدادهاي بالقوه دانش آموزان جديّت به خرج دهيد. 33-در شرايط آموزشي، بر فعاليت دانش آموزان در يادگيري تأكيد شود نه بر پيشرفت آنان، زيرا تأكيد بر فعاليت يادگيري، به جاي تأكيد بر درستي و نادرستي پاسخ، برانگيزنده ي كوششهاي دانش آموزان است. 3۴-رقابت ميان دانش آموزان براي كسب نمره كاهش يابد. تحقيقات نشان داده است، در موقعيّت هاي آموزشي كه ميان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتّي دانش آموزاني كه عزّت نفس بالايي دارند، با شكست روبه رو مي شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزايش مي يابد. 35- براي آن كه كودكي با عزّت نفس بالا پرورش دهيم، بايد خود داراي عزّت نفس شايان توجّهي باشيم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:0 توسط مدير فرشته داد خواه
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا تاريخ جلسه :4/10/86 جلسه شوراي آموزگاران در روز سه شنبه 4/10 در دفتر آموزشگاه با حضور همكاران ومسئول مقطع ابتدايي آقاي احمدي تشكيل گرديد. جلسه با قرائت آياتي از كلام الله مجيد توسط همكار محترم خانم لطفي آغاز شد.پس از خوش آمد گويي به مسئول مقطع و خدا قوت به همكاران توسط مدير آموزشگاه وطرح موضوع جلسه خانم سلطان آ بادي همكارمحترم پايه سوم در رابطه با موضوع مطرح شده مطالب زير را بيان فرمودند. در دنيايي كه به سرعت در حال تغيير است و پيچيدگي هاي اقتصادي ،اجتماعي،محيطي و اخلاقي هر روز بيش از پيش وارد ساختارهاي زندگي فردي و اجتماعي مي شوند تربيت افراد پرسشگر ، متفكر و منتقد لازم و ضروري است زيرا هر فردي بايد با اين واقيت ها رو به رو شود تا بتواند بر مشكلات اين عصر غلبه كند. ولي آيا در مدرسه دانش آموزان ما براي مواجه با اين پيچيدگي ها چيزي ياد ميگيرند؟ آيا آنها مهارت هاي عقلاني متناسب با اين واقعيت ها را مي آموزند ؟جواب اين سوال ها هر چه باسد وظيفه ما معلمان اين است كه دانش آموزان را به نحو احسن و متناسب با شرايط زمان پرسشگر، متفكر و منتقد تربيت كنيم .به نظر جانسون تفكر و پرسشگري منتقدانه مهارت زندگي و عادت ذهني است كه هر فردي مي تواند آن را كسب كند وتوسعه دهد اين مهارت بايد در مدارس ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه هم آموزش داده شود. اگر معلمان خود از پرسشگري بي بهره باشند و به آن اعتقاد نداشته باشند آيا مي توانند آن را آموزش دهند؟ به يقيين مي توان گفت :خير پس اولين شرط، آگاهي از اين خصيصه (پرسشگري) و اعتقاد داشتن به آن است. براي آنكه معلم بتواند روحيه پرسشگري را در دانش آموزان تقويت كند بايد اطلاعات به روزي داشته باشد البته بايد فراگيران را آگاه كرد كه در هر مساله يا بحثي كه مطرح مي شود توجه به چند نكته داشته باشند . الف)گوش دادن به بحث و شركت فعالانه در آن ب)تلاش براي درك و فهم بحث ج)پيش بيني نتايج احتمالي بحث بعد از رعايت اين مراحل مي توانند درباره مساله يا بحث مطرح شده بدون ترس از اينكه سوالشان از سوي معلم يا جمع طرد يا مورد تمسخر قرار خواهد گرفت را بپرسند. و نبايد تنها به فكر مطرح كردن پرسش باشند بلكه بايد از اين پرسش ها هدف و نتيجه اي را هم دنبال كنند. سپس خانم عباسي يكي ديگر از همكاران پايه سوم در رابطه باموضوع جلسه چنين نظر دادند كه :جريان آموزش امري دو طرفه وتعاملي است بدين معني كه اصلا قرار نيست معلم بگويد و دانش آموز بپذيرد.بلكه معلم بيشتر بايد نقش راهنما و هدايتگر را داشته باشد. معلم تدريس خود را در كلاس به صورتي ارائه دهد كه تفكر دانش آموزان خود را درگير موضوع درسي كندو اصولا با اين طرز فكر وارد كلاس شود كه قرار است با كمك دانش اموزان تدريس انجام شود .واز نظر اطلا عات روز آمادگي پاسخ گويي به سوالات فراگيران خود را داشته باشد.در بحث هاي كلاسي سوال و جواب هاي رد و بدل شده بين خود و فراگيران را تحت كنترل داشته باشد تا از هدف مورد نظر بحث منحرف نشود و با سوالهاي نا مربوط فراگيران برخورد درستي داشته باسد و حتي اگر دانش آموزي به سوال معلم جواب بي ربطي بدهد معلم بايد سعه صدر داشته باسد و با هنر معلمي خود كلاس را به بحث اصلي برگر داند. بعد از صحبت هاي ايشان بنده نظر خود را چنين بيان كردم كه يكي از مهمترين مولفه هاي ايجاد روحيه ي پرسشگري در دانش آموزان تقويت اعتماد به نفس در دانش آموزان است به خصوص در مناطقي مانند نصير آباد كه به دلايل بسياري مانند پايين بودن سطح فرهنگي و آموزشي خانواده ها ،تعداد زياد فرزندان در يك خانواده ،فقر مالي واز عواقب آن نداشتن حوصله خانواده در جواب گويي به سوالات فرزندانشان وموارد بسيار ديگري كه باعث پايين آمدن اعتماد به نفس در بچه ها مي شود وظيفه همكاران سنگيس تر مي شود.چرا كه چنين دانش آموزاني در بحث ها ي گروهي شركت نمي كنند و از جواب دادن به سوال آموزگار وحشت دارند حتي اگر جواب درست را بدانند. در ادامه بحث همكار محترم پايه چهارم خانم دانش چنين بيان كردند كه: هم سوال از علم خيزد هم جواب همچو خار و گل كه ازخاك است و آب اگر ما بتوانيم فراگيرانمان رابه خلاقه پرسش مندي مجهز كنيم و به آنان بياموزيم كه طرح پرسش كليد دستيابي به پاسخ هاي بزرگ است راه پر پيچ و خم آموختن را برايشان هموارتر كرده ايم زيرا داشتن پرسش به واقع مجهز كردن آنان به چراغي است كه مي تواند كوره راه هاي ندانستن را به كمك آن آسوده تر در نوردند هر انساني در برخورد با موقعيت هاي محيطي چه آموزشي و چه اعتقادي و....... نياز به سوال پيدا مي كند و اگر جواب قانع كننده دريافت كند ارضا شده و از حالت تنش خارج مي شودو اگر پاسخ داده نشود سوال از بين نمي رود بلكه ممكن است به تعبير روان شناسي سر كوب شود.متاسفانه در آموزش و پرورش ما آموزگاران پرسش گري را تشويق نمي كنند و در چارچوب هاي از پيش تعيين شده كه دارند تنها در همان چارچوب با دانش آموز تعامل مي كنندوشايد پرسشگري او را به عنوان مزاحمت،فضولي،يا طرح مسائل خارج از درس تلقي كنند. در پايان جلسه نتايج زير از صحبت هاي همكاران بدست آمد: جهت ايجاد روحيه پرسشگري در فراگيران بايد به نكات زير توجه داشت 1-بالا بردن اعتماد به نفس در فراگيران 2-اجازه و فرصت دادن معلم به فراگيران 3- تشويق دانش آموز پرسشگر توسط معلم 4- ايجاد خلاقيت و ابتكار در ذهن فراگيران 5-طرح مطالب درسي به صورت مساله و معما 6-تقويت مهارت مشاهده در فراگيران 7- انجام فعاليت هاي آموزشي به صورت گروهي در پايان صحبت هاي همكاران آقاي احمدي در رابطه با موضوع آموزش و پرورش سوال محور نكاتي را بيان فرمودند و به خواسته ها و مشكلات همكاران گوش داده وپاسخ سوالات آنهارادادن و از زحمات آنهاتشكر كردند . ما نيزاز حضورسبز مسئول محترم مقطع ابتدايي آقاي آقا احمدي در ميان همكاران در جلسه شوراي آموزگاران دبستان اندرزگو كمال تشكر و امتنان را داريم . با آرزوي توفيق روز افزون براي شما دادخواه |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 17:47 توسط مدير فرشته داد خواه
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوند بخشنده مهربان پیامبر گرامی اسلام این عبارت را چه زیبا فرمود: ما گروه پیامبران با مردم به مقدار و میزان خردشان با آنها سخن می گوییم. این یک اصل روان شناسی است.یعنی آشنا بودن به زبان مردم یعنی زبان های گو ناگون دانستن زبان روستایی زبان دانشمندان زبان کودکان و کهنسالان.می گویندهر که یک زبان بداند یک شخصیت تازه ای را دارا می گردد. پیامبران به خصوص حضرت محمد(ص)با همه ی زبان ها آشنایی داشت همه را درک می کرد و همه او را درک می کردند زیرا با زبان خودشان ارتباط بر قرار می کرد.همه ی افرادی که در اداره یا سازمان های دولتی کار می کنند دارای یک زبان نیستند.مدیر خوب کسی است که با افراد مختلف با زبان خودشان سخن بگوید. در بحث های تربیتی چنین است که مربی باید با توجه و منش و خوی هر فردی با او ارتباط برقرار سازد.بعضی ها احتیاج به برخورد قاطع دارند بعضی ها احتیاج به تشکر وامتنان دارند بعضی ها به تشویق . همه انسان ها یکسان نیستند.مدیر لایق و کاردان در فرصت کوتاهی روحیات همه ی کارمندان خود را به دست آ ورده از همان کانال با آنها ارتباط برقرار می کند.فراموش نکنیم اینکه کارمندان به حقیقت مقام مدیریت را درک کنند در مرحله نخست مدیریت باید آنان را درک کند.این درک کردن همان آشنا بودن به زبان کارمندان است و از همان طریق با آنان ارتباط برقرار کردن است.پیامبر چون این طور بود همه ی افراد جامعه او را دوست داشتند حتی کودکان نیز علاقه شدیدی به او داشتند زیرا با زبان آنان سخن می گفت. برگزیده از کتاب ۴۰ نکته درباره مدیریت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 20:35 توسط مدير فرشته داد خواه
|
|
||